مجموعة مؤلفين

94

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

حضرت عباس مشرف شدم ، دوباره به حرم مراجعت نمودم نماز جماعت را كردم ، زيارت نموده ، منزل آمدم و خوابيدم . چند روز است كمرم درد مىكند ، ناهار بيدار شدم ، آقا سيدعلى و آقا سيد احمد منزل ما آمده بودند ، ناهار خورديم آبگوشت و پلو و ماست و پلو داشتيم ، بعد از خوردن ناهار آقا سيد على رفت . ولى نان خوبى كربلا دارد كه در تمام طهران پيدا نمىشود . حقه كربلا يك قمرى است . ولى تمام نان ها خوب نيست عرب ها در خانه پخته مىكنند خوب مىشود . برنج خوب ، حقه كربلا كه يك من يك چارك است به يك هزار و ششصد و پنجاه دينار مى دهند و هيزم ، حقه اسلامبولى دو قمرى است ، هيزم خوب با ذغال « 1 » ندارد . ذغال هم دو قسم است يك قسم مىگويند ذغال ترك خوب است جور ديگر دارند ، بد است ، سياه مىشود ، گوشت چهار يكى « 2 » ، چهار صد و پنجاه دينار و ماست ، حقه يك قمرى است و پنير ، حقه دو قمرى است ، جو ، حقه كربلا ، دو قمرى است ، كاه ، حقه كربلا ، يك قمرى است . من حرم مشرف شدم نماز خوانده ، زيارت كردم ، [ حرم ] حضرت عباس رفتم ، برگشته منزل آمدم ، چاى خورده دوباره حرم رفتم ، نماز مغرب را خوانده زيارت نمودم به [ حرم ] حضرت عباس رفتم ، بعد منزل آمدم . مشغول روزنامه نويسى گرديدم ، شام هم قورمه سبزى داريم [ 62 ] پول ميرزا مهدى خان كه از طهران داده بودند رسيد ، مىخواهيم فردا پول اسدالله را بدهيم كه امروز فرستاده بود مطالبه مىكرد . سرتيپ ، نجف رفته هنوز نيامده ، تا آمدن مشاراليه باقى پول حواله طهران هم وصول مىشود ، مىدهند . ولى صد تومانى پنج تومان كسر مى نمايند . ميرزا حسين با ما سر سنگين است ، ميرزا جهانبخش تفتن كرده ، ميان ما را به هم زده ، آنها هم كه دهن بين مى باشند كارى به كار آنها نداريم ، خود دانند و از عبدالحميد هم پانزده روز است كه رفته خبرى نداريم ، خدا انصاف به ميرزا سيدعلى بدهد .

--> ( 1 ) . اصل : ذوغال ( 2 ) . منسوب به چهاريك عدد كسرى . ربع چيزى . يك قسمت از چهار قسمت چيزى . همان